Friday, September 10, 2010

نقش تکنولوژی‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی در ایجاد دمکراسی بلافصل

ارتباطات سیاسی گرایشی در علوم ارتباطات است که به مطالعه‌ی رابطه‌ی میان رسانه با نمایندگان و رأی دهندگان می‌پردازد. با ظهور فن‌آوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی ( ICTs) راه ارتباطی جدیدی برای نمایندگان و رأی دهندگان آنها به وجود می‌آورد. رابطه میان رسانش (mediation) توسط فن‌آوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و نمایندگی (representation) که از طرف نماینده ارائه می شود می‌تواند به رشد دمکراسی بلافصل ( direct democracy) کمک کند و یا حتی ممکن است به پوپولیسم یا عوام‌زدگی دامن بزند. در ابتدا به مفاهیم نمایندگی و سپس رسانش می‌پردازم. و سپس با در نظر داشتن سه مفهوم کلیدی در ارتباط با دمکراسی بلافصل، یعنی مسئولیت‌پذیری (accountability)، کثرت گرایی (pluralism) و واقعیت صحت‌مند (authentic reality) به مفهوم نمایندگی در عصر دیجیتال می‌پردازم. با توجه به شیوه‌ی بهره برداری بسیاری از ارگان‌های خدمتگذار به مردم از این فن‌آوری ها و توجه اندک به بالابردن کیفیت خدمت‌دهی به مردم از طریق این فن‌آوری‌ها، به نظر می‌رسد مطالبی که در اینجا ذکر می‌کنم از جنبه‌ی کاربردی بالایی برخوردار باشد.

کلمن استاد دمکراسی الکترونیک مؤسسه‌ی اینترنت آکسفورد نمایندگی را فعالیت ارتباطی می‌داند که در برگیرنده‌ی تجسم نمادین واحدی است که تا پیش از غایب بوده است. آنچه ضروری است این است که نماینده می‌بایست هیچ ارتباطی با سوژه‌ای که تجسمی از آن است نداشته باشد تا به این صورت صحت نمایندگی‌اش احراز شود. در واقع نماینده‌ی دمکرات کسی است که در جهت منافع یا مصالح عمومی (public interests) آمال و آرزوهای عمومی (public wishes) را در قالب کنش‌های (actions) شخص خود انعکاس می‌دهد. همانطور که در این تعریف مشاهد می‌کنیم نماینده تصمیم گیری نماینده باید منوط به آرزوهای عموم باشد اما به لحاظ صحت انجام پذیرفته این کنش باید ضرورتا به سمت منافع عموم حرکت کند. بدیهی است چنانچه آمال و آرزوهای عمومی با منافع آنها همسویی نداشته باشد، تصمیم‌گیری نماینده ممکن است با آرزوهای عمومی همسویی نمی‌یابد. تعریفی که کلمن در اینجا لحاظ می‌کند برگرفته از کار پیتکین در سال 1967 است. هر چند که شخصا فکر می‌کنم در عمل نمایندگان همچنان پیرو این قول هستند با این حال منش افراد در مدرنیته‌ی متأخر چنین نیست که به سادگی به تصمیم‌گیری های نمایندگانشان تن در دهند
.



تا پیش از ظهور تکنولوژی‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی نماینده برای ارتباط با قشری که نماینده‌ی آنان بود از تلویزیون و دیگر وسایل ارتباطی استفاده می‌کرد. در حال حاضر قلمرو رسانش از آنالوگ-بلندگو به قلمرو دیجیتال-رادار پا گذاشته است: تکنولوژی‌های نوین برخلاف تکنولوژی‌های پیشین راه را برای مفهومی تعاملی و بازتر از نمایندگی ایجاد کرده‌اند.

در حالیکه از نظر برخی از مدافعان تکنولوژی‌های نوین، این تکنولوژی‌ها را سرچشمه‌ی رهایی از بند تصنعات و پیچیدگی‌های ذاتی "نمایندگی سیاسی" مطرح می‌کنند که البته نگاهی جبرگرایانه ایده‌آلیستی و یا آینده‌گرایانه است. این دسته جزو اولین کسانی بودند که ایده‌های اولیه‌ای درباره‌ی "دمکراسی الکترونیک" داشتند. دسته‌ی دوم کسانی هستند که معمولا در میان سیاستمداران دیده می‌شوند و سعی می‌کنند تکنولوژی‌ها نوین را با مراحل و فرهنگ‌های موسساتی وفق بدهند. نگاه این عده از به پیروی از دانشمندان سیاسی مدافع آراء شومپیتر است که با چسبیدن به واقع‌گرایی سیاسی در برابر ادعاهای افراطی صورت گرفته درباره‌ي رسانه‌های دیجیتال مقاومت می‌کنند. دسته‌ی سوم هم کسانی هستند که عقیده دارند باید پیوندی میان توسعه‌های صورت گرفته در حوزه‌ی رسانش و نمایندگی برقرار شود؛ پیوندی که نتیجه‌ی آن یک مفهوم‌سازی دوباره از نمایندگی به شیوه‌ای دمکراتیک است.

اما سئوال اینجاست که آیا واقعا رابطه‌ای جبری میان تکنولو‌ژی‌های نوین و نوع بلافصل‌تری نمایندگی وجود دارد. در واقع آیا رابطه‌ی میان نمایندگان و افرادی که نمایندگی آنان را برعهده دارد، بدون وجود گروه‌های فشار و سایر کانال‌های ارتباطی مخل ارتباط، از طریق تکنولوژ‌ی‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی راحت‌تر امکان پذیر خواهد بود یا تنها مثبت‌گرایی است خاص جبرگرایان؟

از نظر مدافعان آراء شومپیتر سازمان‌ها ( که مجلس و نمایندگان ان را هم در بر می‌گیرد) در طی سه مرحله به تکنولوژی‌های نوین پاسخ می‌دهند: اختراع- نوآوری- اشاعه. در ابتدا از انها برای اتوماتیک کردن روندهای فعلی بهره می‌برند، سپس به تدریج متوجه فرصت‌هایی که تکنولوژی‌ها برا کارآمدتر شدن ایجاد می‌کنند می‌گردند و در آخر دست به باز-مهندسی سازمان در ارتباط با فواید تکنولوژی می‌برند. نمیندگان در ابتدای ورود تکنولوژی در واقع کار را با ان می‌کنند که تا پیش از این از کانال‌های دیگر ارتباطی هم انجام می‌دادند و هیچ یک از ویژگی‌های منحصر به فرد تکنولوژ‌ی‌های نوین را بر برای تقویت و بهرت کردن رابطه با رأی دهندگان خود به کار نمی‌گیرند و اگر چه ادعا می‌کنند که می‌خواهند در دسترس و در ارتباط هر چه مستقیم و بلافصل تر با مردم باشند زمانی پیش می‌آید که جعبه‌ی نامه‌های الکترونیک‌شان پر از نامه‌هایی است که از چند ماه پیش به این طرف نماینده فرصت نگاه کردن به آنها را ندارد. به نظر می‌رسد شیوه‌های نو با کارکردهای قدیمی قابل همسویی نیستند. اگر خواهان دمکراسی بلافصل هستیم باید کارکردهای جدید را همزمان با شیوه‌های ارتباطی نو به کار ببندیم.

فی الواقع علت اینکه سیاستمدار به رسانش دیجیتال روی می‌آورد ارتباط دوباره (reconnection) با عموم است. به تعریفی که در آغاز این مطلب از مفهوم نمایندگی دست دادیم اشاره کنیم: نماینده تجسم نمادین گروهی است که به او رأی داده و هرچند آرزوها و آمال آن را منعکس می‌کند اما حامی منافع عمومی آن است و بنابراین در تصمیم‌گیری‌هایش بایستی مستقل عمل کند. تکنولوژی‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی چگونه می‌توندد به نماینده و مردم در احقاق این ارتباط دوسویه و دیالکتیک کمک نمایند؟

گفته می‌شود فن‌آوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی به ایجاد مسئولیت‌پذیری گسترده‌تر و تعاملی‌تر کمک می‌کنند. هنجارهای مسئولیت‌پذیری ایجاب می‌کنند که کنش‌ها و منافع نماینده به طور کامل به عموم گشوده باشد. و در وقاع مسئولیت‌پذیری طرفداری چیزی بیش از شفافیت است. تمام نگرش‌ها، سیاست‌ها و اعمال نماینده باید بر روی عموم گشوده باشد. چه محتوا چه شکل و ساختار گفته‌های او همگی برای ‌مقابله با اینکه از منافع عموم تخطی نکند اهمیت پیدا می‌کند. پر واضح است نقش نماینده و رأی دهنده‌گان برای بهره‌برداری از این تکنولوژی‌ها در جهت تقویت مسئولیت پذیری و ایجاد دمکراسی بلافصل در توازی با امکاناتی که تکنولوژی دارد، قرار می‌گیرد
برای ایجاد دمکراسی بلافصل نیاز به کثرت‌گرایی داریم. نمایندگی باید به قسمی باشد که تجربه‌‌های همه‌گروه‌های اجتماعی را در قبول کرده و بپذیرد که هر تجربه‌ای یک چشم‌انداز منحصر دارد که به اندازه دیگر تجارب معتبر است. از سویی فضای رسمی نمایندگی باید راه ورود نمایندگی‌های غیررسمی که با جنسیت، سکسوالیته، قومیت، فرهنگ و اخلاق سر و کار دارد بپذیرد و سعی در مشارکت همه این گروه‌ها در نظام تصمیم‌گیری کند. گفته می‌شود تکنولوژی‌های نوین قادر به انجام این کارند. سئوال اینجاست که آیا لازمه‌ی فضای دیجیتال تکثرگرا این نیست که خارج از فضای مجازی با جامعه‌ی واقعی‌ای روبرو باشیم که تکثرگرایی را پیش از این پذیرفته باشد؟



صحت کار نماینده به دو چیز وابسته است شباهت با عمومی که نمایندگی ان را برعهده دارد و صداقت نسبت به آن. در واقع به نماینده همواره این اتهام بسته می‌شده و می‌شود که نمایندگی‌کاذب و نادرست صورت می‌گیرد. این نشانه‌ی عدم اعتماد به کارکرد نماینده باعث می‌شود تا شهروهند احساس کند به رسمیت شناخته نشده و مورد احترام واقع نشده ضمن آنکه از نماینده‌ی خویش همدلی ندیده است. بنابراین اینجا مسئله این نیست که نماینده تمایل داشته باشد تا فقط گوش رأی دهنده را در اختیار داشته باشد بلکه بایستی دهان و فکر او را هم وارد کار کند و از این بابت تکنولوژی‌های نوین نوین و به ویژه وبلاگ‌نویسی در حوزه‌ی سیاست
روند رو به رشد و افزاینده‌ای داشته است


اقتباس و تلخیص از :
 Coleman, S. (2005)New mediation and direct representation: reconceptualizing representation in the digital age, New Media and Society 7(2): 177-198.Via http://nms.sagepub.com/cgi/content/ref/7/2/177

0 comments: